چرا کارکنانم انگیزه کار ندارند؟

,
چرا کارکنانم انگیزه کار ندارند؟

هیچ مسئله ای غم انگیزتر از “کارکنانم انگیزه ندارند” برای مدیران در هیچ جایی وجود ندارد.بدون شک انگیزه موضوع بسیار مهمی برای تمام مدیران به خصوص مدیران ایرانی است و می تواند یکی از پیچیده ترین موارد برای آن ها باشد.همچنین یکی از دغدغه های بسیار مهم مدیران بالا بودن بهره وری کار منابع انسانی و انجام کارها به صورت درست و به موقع می باشد.پرواضح است در این جا انگیزه ی کارکنان رابطه ی مستقیمی با بهره وری و راندمان کاری آن ها دارد.

چرا کارکنانم انگیزه کار ندارند؟

حال چه انگیزه هایی را برای کارکنان ایجاد کنیم ؟

به گفته مشاور کسب و کار آقای مهدی شهبازی، برای انگیزه دادن به کارمندان نیاز به انجام کار خاصی ندارید و فقط کافی است تا آن ها را به خوبی بشناسید و ببینید آن ها چه مشکلاتی در محل کار دارند ؟ چه نیازها و خواسته هایی دارند و چه چیزهایی موجب خوشحالی آن ها می شود ؟

در طی سال هایی که به عنوان مشاور کسب و کار با شرکت ها و سازمان ها همکاری داشته ام، چند مورد اساسی که باعث رشد شرکت ها با انگیزه به منابع انسانی بوده را شناسایی کرده و در این مقاله به طور مختصر با شما به اشتراک میگذارم.

فایل صوتی مقاله رو میتوانید از بخش زیر گوش کنید.

دانلود فایل صوتی مقاله

چرا کارکنانم انگیزه کار ندارند

قبل از بیان این موارد نتیجه ی تحقیقاتی معتبر را نیز در این باره با شما مطرح می کنم.این تحقیق در سال ۲۰۰۴ توسط پانزده محقق در مدت زمان پنج سال انجام شد که بر روی شرکت های موفق تحقیقات و بررسی هایی را انجام دادند تا دلیل موفقیت آن ها را شناسایی کنند.جالب است بدانید که وجه مشترک تمام این شرکت های موفق توجه مدیران به سازمان و کارکنانشان بوده است.از قبیل : انگیزه دادن به کارمندان، پیدا کردن نیاز ها و خواسته های آن ها، داشتن اهداف و چشم اندازهای همسو و مشترک با کارکنان بوده است.شما می توانید نتیجه ی این تحقیقات را به طور کامل در کتاب “از خوب به عالی” نوشته ی آقای ” جیم کالینز ” مطالعه کنید.

کاملا مشخص است که با شناخت افراد، نیازها و تیپ رفتاری آن ها می توانیم به آن ها انگیزه ی لازم را بدهیم .

ترجیح می دهم تا در این مقاله تجارب عملی خود را با شما به اشتراک بگذارم اما اگر مشتاق به مطالعه ی بیشتر در این زمینه هستید مطالب و کتاب های آقای مازلو و ویلیام گلاسر را درباره ی نیازها مطالعه کنید و اگر زمان محدودی دارید، فیلم سخنرانی تد آقای آنتونی رابینز درباره ی “انگیزه ما از اعمال مان چیست” را حتما تماشا کنید.
حال به سراغ تکنیک های مهم و اساسی می رویم :

تکنیک دیده شدن افراد

ما سعی کردیم تا در سازمان ها بر روی دیده شدن و توجه به کارکنان که یکی از مهم ترین نیازهای آن هاست ،اهمیت دهیم.

اگر اغراق نباشد یکی از مهم ترین نیازها،نیازهای دیده شدن و مورد توجه قرار گرفتن افراد توسط دیگران است و این موضوع کاملا در بحث کسب و کار و منابع انسانی نیز صدق می کند.کارکنان سازمان دیده شدن و مورد تشویق قرار گرفتن را دوست دارند و می خواهند آنچه توانمندی آن هاست توسط مدیر مجموعه و یا افراد دیگر دیده شود.براساس این مسئله سیستمی را مستقر کردیم تا افراد بعد از اتمام کارهایی که انجام می دهند و پروژه هایی که قبول می کنند در تاریخ و زمان مشخصی مورد تشویق و توجه قرار می گیرند.

چرا کارکنانم انگیزه کار ندارند

در نتیجه باید به کارمندان فرصت دیده شدن دهیم و بگذاریم کارهایی که توسط آنان در حال انجام است مورد توجه مدیران و پرسنل شرکت قرار بگیرد مشروط بر آن که در چهارچوب و سیاست های شرکت انجام شود و نتیجه ی کار را به صورت علنی به اعضای دیگر در شرکت اعلام کنیم

باید بدانیم که در این مرحله پاداش مالی اهمیت زیادی ندارد و تشویق فرد در مقابل جمع نیاز دیده شدن فرد را پاسخ می دهد.ناگفته نماند درصورتیکه عمل انجام شده باعث ایجاد درآمد بیشتر از حد انتظار بوده و به درآمد شرکت کمک کرده باشد لازم است پاداش های مالی نیز با در نظر داشتن سیاست های شرکت به کارمند اعطا گردد.

یکی دیگر از تکنیک های دیده شدن این است که سعی کنیم اعیاد و مناسبت هایی که برای یک فرد با اهمیت است را بدانیم و به صورت خصوصی یا عمومی تبریک بگوییم.تبریک اعیاد می تواند یکی از تاثیرگذار ترین موارد باشد زیرا برای ما انسان ها بسیار مهم است که روز تولد، سالگرد ازدواج ،دستاوردهای علمی و دیگر موارد ارزشمند تلقی شود.

تکنیک دیگر در این بحث اشاره به یکی دیگر از وظایف مدیران است که شامل شناسایی مشکلات کارمندان در محیط کار و زندگی شخصی فرد و حل آن می باشد.
در این مقاله بیشتر مشکلات درون سازمانی مطرح می شود و در مقاله های بعد به مسائل رفع مشکلات شخصی یا خانوادگی توسط مدیر سازمان بیشتر بحث خواهیم کرد.اما بسیار طبیعی است که بنا به کار ما در سازمان مشکلاتی در فرایند کسب و کار و یا برای کارمندایجاد شود.

به طور مثال: نبود تهویه خوب،نور نامناسب،کمبود وسایل،نبود اینترنت یا مواردی از این قبیل باعث می شود که کارمندان به خوبی کار نکنند که اکثرا توسط سازمان آنچنان مورد توجه قرار نمی گیرد و این بی توجهی از دید کارمندان اینگونه تلقی می شود که حتما مسائل و مشکلات آن ها برای مدیران بی اهمیت بوده و با گذر زمان این حس بیشتر شده و فرد نسبت به سازمان حس بیگانگی پیدا می کند.پس مسائلی که توسط کارمندان در سازمان مطرح می شود را جدی بگیریم و برای رفع آن برنامه ای را در نظر بگیریم.نتیجه ی این کار انتقال حس توجه و دیده شدن به فرد خواهد بود.

ارزیابی افراد و عملکرد آنها

یکی دیگر از مواردی که در سازمان ها مطرح کردیم، ارزیابی افراد و عملکرد آن ها در سازمان توسط خود آن ها و به صورت گروهی بود.به طوریکه در انتهای هرماه عملکرد خود و سایر همکاران را با پلن مشخص ارزیابی کرده و با جمع امتیازها یک نفر به عنوان کارمند نمونه انتخاب و مورد تشویق قرار بگیرد.

چرا کارکنانم انگیزه کار ندارند

این عوامل قاتلان انگیزه در کسب و کارها هستند.

متاسفانه در بسیاری از شرکت های ایرانی حتی اساسی ترین نیازها برای انگیزه به کارمندان رفع نمی شود و بالعکس ،اتفاق هایی باعث می شود تا افراد انگیزه کار کردن یا موثر بودن در سازمان را از دست بدهند.

۱) عدم تناسب دستمزد و حقوق با فعالیت فرد
۲) عدم پرداخت حقوق به طور منظم و در زمان مشخص
۳) شرایط محیطی فیزیکی و روحی نامناسب
۴) عدم تطابق بین اهداف شرکت و اهداف کارمندان
۵) عدم شفافیت وظایف کارمندان در شرکت

توجه به منابع انسانی کار سخت و پیچیده ای نیست.شاید در وهله ی اول زمان بر و سخت به نظر بیاید اما در مجموع با برنامه ریزی صحیح و استراتژی مشخص می توانیم تیم های همدل و منابع انسانی وفاداری را درسازمان خود داشته باشیم.تجربه ی من در این زمینه ثابت کرده است که ۸۰% از زمان و بودجه مالی شرکت ها با استفاده از این تکنیک های ساده ذخیره خواهد شد.

در آخر توصیه می کنم که با دقت زیادی افراد را استخدام کنید و برای حفظ کارمندان و افزایش انگیزه آن ها ،

آن ها را بشناسید و از نیاز ها، تیپ های رفتاری و علایق آن ها آگاهی پیدا کنید تا متناسب با شخصیت آن ها اقدام صحیح را انجام دهید.

افزایش فروش با کشف نیازهای پنهان مشتری

,
sales increase 845x321 - افزایش فروش با کشف نیازهای پنهان مشتری

اگر کسب و کار را شبیه یک موجود زنده در نظر بگیریم، مشتری هم مانند قلب تپنده این موجود زنده می باشد. قلب مانند یک پمپ وظیفه خون رسانی را به دیگر اعضا دارد. پس پویایی و زنده ماندن خیلی به عملکرد آن وابسته است. دقیقا مشتری هم در کسب و کار ما چنین وظیفه ای بر عهده دارد. حیات کسب و کارها خیلی وابسته به تعداد مشتریانشان و حجم خرید آن ها می باشد.

در دنیای پر رقابت امروز و با وجود شبکه های اجتماعی و بالا رفتن اطلاعات عمومی مشتریان، جذب و نگهداری مشتریان نسبت به قبل کار دشوار تری شده است. حال چگونه می شود در این رقابت پایاپای ، پیروز شویم و بتوانیم نظر مشتریان بیشتری را به خود جلب کنیم و آن ها را به خود وفادار کنیم تا همیشه از ما خرید کنند.

 

دانلود فایل صوتی مقاله

افزایش فروش با کشف نیازهای پنهان مشتری

در این مقاله می خواهیم چند نکته کاربردی برای شناسایی بهتر مشتری و نحوه نگهداری آن ها را بررسی کنیم.

اگر قصد دارید به صورت پیوسته و مداوم در کار خود پیش رفتی داشته باشید و قلمرو کسب و کارتان را گام به گام بزرگتر کنید باید دقت داشته باشید که داشتن برنامه، صبر و استمرار مهم ترین فاکتورهایی است که یک صاحب کسب و کار باید داشته باشد.

خیلی از مدیران یا کاسب ها برای بهبود شرایط اقتصادی یا فروش بیشتر خود، بدون برنامه عمل می کنند و صرفا با انجام یک یا چند فعالیت می خواهند خیلی سریع به نتیجه برسند. مشکل اکثر افراد دقیقا از همین جا شروع می شود.

 

رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود… رهرو آنست که آهسته و پیوسته رود

 

افزایش فروش با کشف نیازهای پنهان مشتری

خب … برای شروع می خواهیم از مهم ترین عضو مجموعه خود که مشتری است شروع کنیم. بیایید یکبار دیگه این سوالات را از خودمان بپرسیم:

مشتریان ما دقیقا چه کسانی هستند؟

آن ها دقیقا چه چیزی را می خواهند؟

هر کدام از آن ها چه رفتاری دارند؟

احساسات جایگاه ویژه ای در فرآیند خرید دارد، اکثر افراد چه مرد و چه زن، با احساسات و عواطف خود تصمیم به خرید می گیرند و تقریبا می شود گفت که منطق خیلی در این مرحله جایگاهی ندارد ( نباید از اطلاعات و منطق افراد غافل شد! ) پس اگر از نوع احساسات و عواطف مشتریان خود آگاه باشید، تقریبا ۵۰٪ از برنامه فروش خود را جلو برده اید. بجای تاکید بر ویژگی های خدمات یا محصول خود، بهتر است بر روی اطلاعاتی تمرکز کنیم که برای مشتری ارزشمند یا هیجان انگیز است. ( هدف قرار دادن سلایق مشتری )

 افزایش فروش با کشف نیازهای پنهان مشتریمشتری را تحریک کنید!

نحوه برخورد شما با مشتری، عامل اصلی در تصمیم گیری خرید مشتری است. طرز صحبت کردن شما، حرکات دست، نگاه شما و نحوه استفاده از کلمات باید به خوبی و متناسب با مشتری انتخاب شود.
بعضی از مشتریان نیاز به احترام بیشتری دارند، احتمال خرید آن ها با میزان احترام که می گذارید رابطه مستقیم دارد. اگر شما بهترین خدمات را به آن ها را بدهید و احترام در خور آن ها را نداشته باشید، آن ها هیچگاه از شما خرید نمی کنند. خیلی از افراد مسن و مدیران، چنین تیپ رفتاری دارند.

بعضی از افراد برای دریافت حس خوب، و دیده شدن اقدام به خرید می کنند. ویژگی های محصول و شاید قیمت، خیلی برای آن ها مطرح نیست، ظاهر و بسته بندی برای آن ها مهم تر است.گروه سوم افرادی هستند که راحتی و آسایش خانواده را مد نظر قرار می دهند.
و گروه آخر ، افرادی هستند که کیفیت، قیمت و جزییات کلا یا خدمات شما مورد توجه آن هاست.

باید دقت کنیم که مشتری از کدام یک ازین گروه هاست و دقیقا دنبال چه چیزی می گردد.
سوالات و درخواست های مشتریان به ما کمک می کند تیپ های رفتاری آن ها را به درستی تشخیص دهیم.

اگر هوشمندانه رفتار کنید و سوالاتی را از قبل طراحی کنید می توانید خواسته های اصلی مشتری را متوجه شوید.تقریبا می توان گفت احساسات مشتری ۹۰٪ از فروش شما را قطعی خواهد کرد. متاسفانه برخی از فروشندگان نه توجه ای به این مساله دارند و نه رفتار مناسبی با مشتری! در این شرایطی که رفتار متناسبی با مشتریان نمی شود، شما با رویی خوش و لبخندی گرم نظر مشتری را جلب کن و احساس خوبی را در آن ها ایجاد کن.

برای مشتری خود خاطره ای خوش بسازید.

هوش هیجانی معجزه ای برای کسب وکار

,
Emotional Intelligence 845x321 - هوش هیجانی معجزه ای برای کسب وکار

سال های سال بود که مردم تصور می کردند IQ یا ضریب هوشی ، نماینده میزان موفقیت افراد است. از دوران کودکی که در مدارس معیار اهدای جوایز به دانش آموزان تست هوش بود تا کسب و کار و شرکت ها که گاها بر اساس میزان IQ و با استفاده از تست هوش به کارکنان پاداش می دادند.اما در دهه اخیر محققان در یافتند که IQ تنها شاخص ارزیابی موفقیت یک فرد نیست و فاکتور دیگری به نام هوش هیجانی عملکرد موثرتری خواهد داشت.

امروزه افراد زیادی به این موضوع پی برده اند که هوش هیجانی نقش بسیار مهمی در بهبود کسب و کار و افزایش درآمد ایفا می کند.جالب است بدانید که افراد با هوش هیجانی بالا در مقایسه با افرادی که هوش فنی بسیار بیشتری دارند اما به لحاظ هیجانی در سطح مطلوبی نیستند پیشرفت های بسیار بیشتری دارند.ممکن است به این فکر کنید که افراد با هوش هیجانی بالا همیشه با انرژی و عالی هستند و هیجانی رفتار می کنند اما به هیچ وجه اینطور نیست ، بلکه این افراد با مدیریت هوشمندانه ی هیجان به نحوی که اهداف فردی و جمعی را محقق کنند ، گام برمی دارند.

 

 

دانلود فایل صوتی مقاله از لینک زیر

دانلود کنید

 

هوش هیجانی معجزه ای برای کسب وکار

حال باید بدانیم که هوش هیجانی در کسب وکار و افزایش در آمد ما چه تاثیری دارد ؟

امروزه کارکنان به علت تغییرات دائمی ، حجم اطلاعات زیاد و همچنین استرس و دغدغه های کاری ، متحمل فشار روانی زیادی‏ می‏ شوند. مهارت های مشخصی در زمینه هوش هیجانی بالا وجود دارد که به صورت مستقیم به موفقیت شغلی پیوند خورده اند. این امر کاملا روشن است که قابلیت‏ های هیجانی‏ ترکیبی معجزه ‏آسا هستند که حیات و بقا سازمان را تضمین می کنند . درنتجه صاحبین کسب و کار می توانند از طریق هوش هیجانی ، کارکنان توانمند و دارای عملکرد عالی را از دیگران جدا می‏ سازد. می توانند آن ها را تشویق می ‏کند تا بهترین عملکرد را داشته باشند. توسعه و رشد هوش هیجانی می‏ تواند قشر وسیعی از کارکنان را در سازمان بهره‏ مند سازد و درنتیجه بهره وری شرکت شما را بالا ببرد. بدین طریق هم شما از درآمد بالاتری برخوردار هستید و هم کارکنان رضایت درونی بالاتری دارند.

برخی فکر می کنند که هوش هیجانی تنها برای مدیران و رؤسای شرکت ها مورد نیاز است اما امروزه متوجه شده اند هر کسی که در سازمان کار می کند نیازمند هوش هیجانی است. پس به عنوان صاحب کسب و کار باید بدانید که کارمندان با هوش هیجانی بالا قادرند در قالب تیم کار کنند، خود را با تغییرات وفق دهند، و انعطاف‌پذیر باشند. مهم نیست یک شخصی چه تعداد مدرک و سوابق تحصیلی و شغلی روی کاغذ دارد، چون اگر کیفیت‌های هیجانی معین را نداشته باشد، احتمالاً به موفقیت نخواهید رسید. بدون هیچ شکی به موازات تکامل و تغییر مستمر محیط کار و همچنین پیشرفت تکنولوژی و اثر فناوری‌ها و نوآوری‌های جدید، هوش هیجانی رفته رفته اهمیت فزاینده‌تری می یابد.

خبر خوب این است که هیجان ها مسری اند . چون ذهن ما انسان ها به صورت ناخودآگاه به تغییر هیجانات سایر افراد مجموعه تمایل دارد ، جو هیجانی محیط کار هیجان افراد دیگر را نیز تحت تاثیر قرار می دهد و موضوع مهم این جاست که هرچه فردی که هوش هیجانی بالاتری دارد دارای نقش و جایگاه بهتری باشد ، تاثیرگذاری هیجانات او در محیط کاری بیشتر خواهد بود. به همین دلیل است که تاکید می کنیم دارا بودن هوش هیجانی برای مدیران ضروری و لازم است و می تواند به راحتی بر عملکرد کارکنان تاثیر بگذارد .

هوش هیجانی معجزه ای برای کسب وکار

حال چطور می توانیم از همین امروز از هوش هیجانی در محیط کار بهره بگیریم ؟

اولین موضوع برقراری روابط معنادار با دیگران است که شامل احترام و توجه واقعی به افراد است. فراموش نکنید که هیجانات ما قابل سرایت اند.

موضوع دیگر این است که دیگران را از هیجانات خود آگاه کنیم . ممکن است بعضی روزها دچار مشکل شویم. به عنوان مثال اگر روزی به دلیل پنچر شدن ماشین زمان زیادی از دست دادیم ، استرس زیادی تحمل کردیم و با خستگی و کلافگی فراوان به محیط کار رسیدیم دیگران را از این موضوع مطلع کنیم تا بابت رفتار و هیجان لحظه ای ما دچار سو تفاهم و حدس و گمان اشتباه نشوند.

در گام بعدی باید به شناسایی هیجانات و دلیل آن ها بپردازیم تا با درون نگری متوجه شویم که مشکل از خود ماست و می توانیم به راحتی آن را حل کنیم . خودآگاهی یا تشخیص احساس در همان زمان که در حال وقـوع اسـت، بخـش مهـم و کلیدی هوش هیجانی را تشکیل می دهد. توانایی کنترل و اداره لحظه بـه لحظـه احسـاس هـا نشان از مدیریت بر خویشتن و کنترل درونی فرد دارد.

در آخر سعی کنیم تا در تعاملات کاری و زندگی با دیگران هماهنگ و همراه باشیم ، روابطمان را به درستی مدیریت کنیم.فقدان این مهـارت مـی توانـد باعث شود که با هوش ترین افراد، در ارتباطات خود احساس عجز و ناتوانی کنند.

مدیرانی که دارای سطوح بالایی از توانایی های هیجانی میباشند، اغلب با روحیه بوده و در مدیریت گروهی ماهر هسـتند که این موضوع عامل مهمی در موفقیت کسب وکارهاست.

ارمغان هوش هیجانی برای شما ، پول ، روابط خوب و زندگی ایده آل است.اجرای همین گام های ساده می تواند تاثیر شگفت انگیزی در رشد هوش هیجانی و در نتیجه رشد کسب و کار شما داشته باشد.

آیا برنامه ای برای بهبود شرایط اقتصادی خود دارید؟

,
Improving economic conditions 845x321 - آیا برنامه ای برای بهبود شرایط اقتصادی خود دارید؟

در سال های اخیر اقتصاد کشورمان ایران حال و روز خوبی ندارد. و هر سال شرایط سخت و سخت تر می شود، کاهش تولید، فروش پایین،کاهش نقدینگی، قدرت خرید پایین مردم و… همه نشان دهنده اقتصاد بیمار است.
ولی آیا باز هم می شود در این شرایط درآمد خوبی را کسب کرد؟
اگر از اکثر افراد جامعه این سوال را بپرسید ، جواب کاملا مشخصی را دریافت خواهید کرد “ اصلا امکان ندارد” .
داستان ما هم از همین جا شروع می شود. وقتی از کسی که کاردان نیست سوالی بپرسید جواب اشتباهی دریافت خواهید کرد، از قدیم گفتند :کار هرکس نیست خرمن کوفتن، گاو نر می خواهد و مرد کهن !
بله حکایت این طور است که هر کس را بهر کاری ساخته اند و اگر به دنبال در آمد بیشتر هستید، به جای جستجور از افراد جامعه این مطلب را با دقت بیشتری مطالعه بفرمایید.

فایل صوتی مقاله را در زیر گوش دهید

۴ اصل که می تواند به شما کمک کند که شرایط اقتصادی بهتری داشته باشید:

 

Change your mindset - آیا برنامه ای برای بهبود شرایط اقتصادی خود دارید؟

1. طرز تفکر خود را تغییر بده. ( مانند آدم های موفق فکر کن)

اگر داستان زندگی آدم های موفق را دنبال کنید، متوجه خواهید شد که نگاه آن ها به زندگی کاملا متفاوت است! آن ها به جای غرغر کردن به زمین و زمان به دنبال راه حل برای مشکلات خودشان می گردند. ذهنشان طوری برنامه ریزی شده که تا به راه حل نرسیده باشند دست از کار نمی کشند.
ذهن انسان نقطه شروع تغییرات بزرگ است، از امروز فقط یک مورد را رعایت کنید؛ غرغر کردن را کنار بگذارید و به دنبال راه حل باشید!

 

برنامه ای برای بهبود شرایط اقتصادی

۲. سماجت بیش از حد

شما هیچ فرد موفق خود ساخته ای را پیدا نخواهید کرد که برای رسیدن به هدفش بارها و بارها تلاش نکرده باشد. آن ها برای دستیابی به هدف مورد نظرشان از نقطه امن خود خارج می شوند و مانند یک مته روی هدفشان متمرکز می شوند. جمله مشهوری هست که چنین توصیف می کند : نمی توانید وقتی دستانتان در جیبتان است از نردبان موفقیت بالا بروید.

Financial intelligence - آیا برنامه ای برای بهبود شرایط اقتصادی خود دارید؟

۳. هوش مالی

کسی که یکباره پول زیادی بدست می آورد، هیچ تضمینی وجود ندارد که بتواند آن را نگه دارد. و تجریه ثابت کرده است که اکثرا پس از مدتی آن پول را از دست می دهند. چنین افرادی که نمی توانند این پول را نگه دارند و همین طور افرادی که مدام به دنبال پول می دوند، هرگز ثروتمند نمی شوند. چون چیزی از پول نمی دانند! یعنی آن ها هوش مالی ندارند.
آقای کیوساکی از جمله افرادی است که سال ها در حوزه پول و هوش مالی فعالیت کرده است. او می گوید، شما برای بهبود اوضاع اقتصادی خود نیاز دارید بدانید چه رفتاری با پول داشته باشید. پول همانند حیوان دست آموز شماست.
این سه فاکتور مهم در رابطه با هوش مالی، از آقای کیوساکی همیشه به یاد داشته باشید.

۱سرمایه: چیزی که پول در جیبتان می گذارد.

سرمایه فقط املاک و مستغلات نیستند. سرمایه میتواند کسب و کار شما هم باشد، چون هر ماه پول وارد حساب شما میکند. هرچیزی که قیمتش بروز باشد و به مرور زمان ارزش آن کاسته نشود سرمایه است.
سرمایه خوب، سرمایه ای است که هم ارزشش ثابت بماند و هم برای شما پول تولید کند : مانند اجاره ملک، کسب و کار، سرمایه گذاری و …

۲ بدهی: چیزی که پول از جیبتان کم میکند.

بدهی تمام چیزهایی است که در زندگی دارید و برای شما خرج هستند تا درآمد.
مثلا ماشین گرانقیمت شما، برای شما بدهی است، زیرا باعث میشود هر ماه مبلغی پول از حساب شما بابتِ آن خرج شود بدون آنکه پولی از آن درآمد داشته باشید.
مثال های دیگری از بدهی، خانه ای است که در آن سکونت دارید و فکر میکنید یک سرمایه است.
خانه شما تا زمانی که شما در آن زندگی میکنید، یک بدهی است زیرا هر ماه پولی را از حساب بانکی تان خارج میکند و خرج میکند.

۳ جریان مالی: دقیقا تعیین کننده و متمایز کننده سرمایه و بدهی است

جریان مالی، مسیر بیرون رفت یا ورود پول به حسابتان است. پول از کجا وارد حساب شما میشود؟ به چه مقدار؟ چطور از آن خارج میشود؟ کجا خرج میشود؟ و …
همانطور که نقطه مقابل سرمایه، بدهی است؛ نقطه مقابل جریان مالی، حقوق سر ماه است !
حقوق ماه به ماه (زندگی کارمندی) فقط یک بسته پولی است که وارد زندگی میشود و فقط مانند نقطه گذاری، به جای ادامه چرخه جریان مالی است.

۴. از یک سوراخ دوبار نیش نخورید

اینکه ما در کار و زندگی خود دچار اشتباه شویم فاجعه بار نیست، فاجعه وقتی اتفاق می افتد که اشتباهات قبلی را دوباره مرتکب شویم.
بشینیم و شکست تلخ خود را باز بینی کنیم ، که به چه علتی این اتفاق رخ داده است و راهی را پیدا کنیم تا آن تکرار نشود. برای مثال، چرا آخر ماه پول کم آوردیم؟ چرا فلان محصول ما فروخته نشد؟ چرا سرمایه گذاریمان نتیجه بخش نبود؟ و …

چهار راهی که در این شرایط نا مساعد اقتصادی می تواند شما را با مردم عادی متفاوت کند، باهم مرور کردیم. انتخاب باشماست، یا می توانید مانند اکثریت نظاره گر باشید و فقط غر بزنید! و یا اینکه کمر همت را ببندید و از همین الان شروع کنید و بخشی از ۳ ٪ موفق جامعه شوید.

شروع نکردن عادت مردمان عادی است، اما افراد موفق خیلی سریع شروع می کنند. تا زمانی که وارد عمل نشوید، هیچ کدام از ین موارد محقق نمی شود . پس از همین حالا بخواهید که عادی نباشید و اوضاع اقتصادی بهتری را تجربه کنید.
خواستن با همت و تلاش تبدیل به توانستن می شود. فراموش نکنید که شرایط اقتصادی ما زمانی خوب می شود که حال ما خوب باشد و با یک برنامه ریزی دقیق کارهایمان را انجام دهیم. بنابراین ابتدا بر روی خودتان سرمایه گذاری کنید نه مورد دیگر

فیلم های آموزشی تد ” چند وظیفه ای بودن را فراموش کنید ”

,
TesCover Learning 845x321 - فیلم های آموزشی تد ” چند وظیفه ای بودن را فراموش کنید ”

آیا ارزهای دیجیتال آینده پول هستند؟

, ,
photo 2018 05 06 13 14 37 845x321 - آیا ارزهای دیجیتال آینده پول هستند؟

آیا ارزهای دیجیتال (مانند بیت کویین) آینده پول هستند؟

شاید این مساله برای ما سخت باشد که روزی چیزی را به عنوان پول ارزشمند بدانیم که نتوانیم آن را به صورت فیزیکی لمس کنیم یا آن را در گاو صندق منزلمان، و یا در بانکی معتبر نگهداری کنیم. بهتر است به دو یا سه دهه اخیر نگاه مجددی کنیم، به زمانی که اینترنت متولد شد! در آن زمان اگر به کسی می گفتید می شود در خانه خود با چند نفر که مسافت زیادی با شما دارند ارتباط تصویری برقرار کرد، به احتمال زیاد شما را به عنوان فردی سالم در جامعه نگاه نمی کردند.

دانلود فایل صوتی مقاله

 

لازم نیست راه دوری بروید، شاید ده سال پیش کمتر کسی بود که جرات می کرد به صورت آنلاین خرید کند. تکنولوژی و فناوری اطلاعات رفته رفته سبک زندگی ما، اقتصاد، کسب و کارها و … را دست خوش تغییر کرده است و باعث شده که ما با سرعت و دقت بیشتری مشکلات خودمان را حل کنیم. برای مثال، حالا ما حواله بانک خود را با اینترنت پرداخت می کنیم، پرداخت قبوض، شارژ تلفن ، خرید و …. همگی در بستر اینترنت هستند.و شاید در طول ماه، پول های دریافتی یا خرج هایمان را به صورت نقدی نبینیم.

این تغییرات همیشه با مخالفت ها و ترس هایی همراه بوده و همواره شاهد جلوگیری از آنها بوده ایم. برای نمونه فروشگاه های آنلاین، پرداخت های آنلاین، شبکه های اجتماعی و … .

ولی تکتولوژی تا به الان نشان داده است که قدرت بیشتری نسبت به محالفان خود داشته و حرف خود را به کرسی نشانده است. سوال اصلی اینجاست، آیا دنیای دیجیتال ماهیت پول را تغییر خواهد داد؟

هر کشوری برای خود پول ( ارز) مخصوص به خود را دارد که پشتیبانی برای آن که می تواند طلا باشد را مد نظر می گیرد و برای خرید و فروش و معاملات از یک پول واحد استفاده می کند. چه برای مصارف داخلی آن کشور و یا برای معاملات بین المللی. بعضی ازین پول ها به دلیل ارزش و اعتبار در دنیای معاملات بین المللی به عنوان ارز مرجع استفاده می شود، مانند یورو و دلار . وقتی پول متولد شد خیلی از مشکلات ارزش گذاری در معاملات بر روی کالاها را بر طرف کرد. تا قبل از آن انسان برای بدست آوردن کالایی، کالای دیگری را داد و ستد می کردند به عنوان نمونه شخصی که قصد خرید تخم مرغ داشت، سیب زمینی و یا محصول خود را با آن معاوضه می کرد.

مشکل اینجا بود که هیچ مرجعی برای تعیین ارزش هر کالا وجود نداشت. با پیدایش پول معاملات شفاف تر و ساده تر انجام گرفت، پول ارزشی بود که همه آن را می دانستند و معیار خوبی برای داد و ست ها بود. سکه های طلا، نقره و مس از اولین پول هایی بودند که انسان از آن ها استفاده می کرد تا به امروز که ما از پول ها کاغذی در معاملات خود استفاده می کنیم. سیر تکاملی تحولات ظاهری پول این را نشان می دهد که به احتمال زیاد تغییراتی در آن صورت گیرد . بله درسته! در آینده ماهیت پول تغییر خواهد کرد، ماهیتی از جنس دیجیتال.

به احتمال زیاد این روز ها گوش شما با کلمه ارزهای دیجیتال آشنا شده است، مخصوصا بیت کویین ! اخیرا بازاری بیت کوین حسابی داغ شده و مردم تمایل زیادی به خرید و فروش این ارز دیجیتال پیدا کرده اند.

پول های دیجیتال (پول رمزنگاری شده) مانند اجداد خود خیلی از مشکلات پیش روی ما در معاملات و خرید و فروش را رفع کرده خواهند کرد.

یکی ازهمین مشکلات در حال حاضر وقتی اتفاق می‌افتد که سازمان‌ها ی تامین پول آن را مدیریت می‌کنند. بسیاری از این خدمات سازمان ها با هم کار نمی‌کنند و هماهنگ نیستند ، و درنتیجه هزینه تعاملات مالی را بالا می‌برد. تا کنون، ما دو مرحله از پول را تجربه کرده‌ایم. در دنیای سنتی، باید با اشیاء تعامل کنیم، و پول با سرعتی محدود که با سرعت آدمی جابجا می‌شد. و در دنیای دیجیتال، که پول با سرعت بسیارسریعتر حرکت می‌کند، اما ما هنوز محتاج این سازمان‌ها هستیم. پول تنها با سرعت بانک‌ها جابجا می‌شود.

ما در شروع مرحله جدیدی از پول هستیم. آینده پول قابل برنامه ریزی بودن است. وقتی که نرم افزار و پول را ترکیب کنیم، پول چیزی بیشتر از تنها ارزشی ثابت می‌شود، و دیگر نیازی به این سازمان‌ها برای تامین امنیت نداریم. در دنیایی قابل برنامه‌ریزی، ما انسانها و سازمان‌ها را از این حلقه خارج می‌کنیم. و وقتی این اتفاق بیافتد، دیگر حس اینکه در حال معامله هستیم را نمی‌کنیم. پول از طریق نرم‌افزار هدایت می‌شود، و بصورتی امن و مطمئن هدایت می‌شود.

آیا ارزهای دیجیتال آینده پول هستند؟

پول دیجیتال یا پول رمزنگاری شده:

اولین قدم در مسیر این تکامل است. پول رمزنگاری شده، پولی دیجیتال است که توسط هیچ دولت یا بانکی هدایت نمی‌شود. پولی است که طراحی شده تا جهانی بدون واسطه‌ها کار کند.بیت کوین فراگیر‌ترین پول رمز‌نگاری شده است. اما اکنون صدها از این نوع پول دیجیتال وجود دارند. اثریوم،لایت کوین، استیلار، دوج‌کوین، و اینها تنها تعدادی از معروف‌ها هستند.
البته تاکنون هیچ دولتی حتی دولت ژاپن بیت کوین را به عنوان پول به رسمیت نشناخته‌است و دولت‌های آمریکا، آلمان و چین بر کالا بودن بیت کوین تأکید دارند.
اولین پول رمز‌نگاری شده، مثل اولین خودرو است، کند است و فهمیدنش سخت و استفاده‌اش راحت نیست. پول دیجیتال، مثل اسب و کالسکه است، خیلی خوب کار می کند، و تمامی اقتصاد جهان رویش ساخته شده. اگر اولین کسی در محله‌تان باشی که خودرو با موتور درون سوز خریده‌ای، همسایه‌هایت فکر می‌کنند دیوانه‌ای: « این این ماشین بزرگ، سنگین که دائما خراب می‌شود و آتش می‌گیرد، و هنوز هم از اسب کندتر است، به چه دردت می‌خورد؟» اما همه ما نتیجه این داستان را می‌دانیم.

 

دنیا به سرعت در حال تغییر است و اگر تغییر نکنیم محکوم به حذف شدن هستیم،آینده ی پیش روی ما کاملا شفاف و روشن است،پس از همین امروز با تکنولوژی آشتی کنیم و الفبای آن رابدانیم تا کسب و کاری پویا و زنده برای خود داشته باشیم.